مدیرعامل کیست؟ آیا مدیرعامل همان صاحب شرکت است؟
مدیر عامل یا به انگلیسی Chief Executive Officer که با نماد (CEO) نمایش داده میشود، بالاترین مقام اجرایی یک شرکت است. وظیفه اصلی او هدایت فعالیتهای اجرایی و پیگیری اهداف سازمان بوده و به طور کلی اجرای تصمیمهای کلان و قرار دادن تیم در مسیر تحقق استراتژی شرکت با اوست. توجه داشته باشید که مدیر لزوما صاحب شرکت نیست.
ممکن است مالک یا یکی از سهامداران شرکت باشد یا حتی بدون داشتن هیچ سهامی و تنها به خاطر تواناییها، بهعنوان مدیر عامل انتخاب شده باشد. البته گاهی یک شخص میتواند همزمان هر دو جایگاه مالکیت و مدیریت را در اختیار داشته باشد. تا پایان این مطلب با ما همراه باشید تا به طور دقیق جایگاه مدیر عامل در سازمان را با هم متوجه شویم.
📘ثبتنام کنید: دوره مدیرعامل حرفهای
مدیرعامل کیست و چه جایگاهی در شرکت دارد؟
تا اینجا دریافتیم مدیر عامل (Chief Executive Officer) که به صورت اختصاری با نماد CEO نشان داده میشود، بالاترین مقام اجرایی سازمان است. هدایت کسبوکار، اجرای تصمیمهای کلان سازمان و پیگیری اهداف آن، همه برعهده این مقام اجرایی است. همچنین حلقه اتصال میان هیئت مدیره و کارکنان سازمان نیز محسوب میشود.
نکته ظریف دیگری که باید درباره جایگاه مقام مدیرعامل بدانید این است که با اینکه بالاترین مقام اجرایی سازمان است، اما لزوما بالاترین مرجع تصمیمگیری آن نیست. مدیرعامل در چارچوب سیاستها و اختیاراتی عمل میکند که هیئت مدیره تعیین میکند. هیئت مدیره نیز نماینده مالکان شرکت هستند و بر عملکرد مدیرعامل نظارت دارند؛ پس یک سری سیاستها و اختیارات از سوی هیئت مدیره در اختیار مدیرعامل قرار گرفته و او نیز به نوبه خود از این سیاستها و اختیارات در جهت مدیریت تیم اجرایی و هدایت کارکنان استفاده میکند.
نکته دیگری که باید درباره مدیرعامل بدانید، تفاوت جایگاه او در شرکتهای کوچک و بزرگ است. در شرکتهای کوچک، عموما مدیرعامل همزمان مالک سازمان نیز هست و در تصمیمهای عملیاتی و جزئی حضور مستقیم دارد. این در حالی است که مدیرعامل در شرکتهای بزرگ بیشتر روی استراتژی، رهبری تیم ارشد و پاسخگویی به هیئت مدیره و سهامداران تمرکز کرده و بخشی از اختیارات را به مدیران میانی واگذار میکند. علت آن هم بزرگ بودن سازمان از نظر تیم کارکنان و واحدهای مختلف است.
مدیرعامل در ساختار سازمانی چه نقشی دارد؟
همانطور که گفتیم در ساختار سازمانی، مدیرعامل از یک سو تصمیمهای مدیریتی و اهداف مصوب هیئت مدیره را دریافت کرده و از سویی بنا به تشخیص و درایت خود، این اهداف را به برنامههای اجرایی مشخص برای هر بخش درمیآورد و روی چگونگی اجرای آنها نظارت میکند. برای مثال فرض کنید هیئت مدیره هدف را توسعه بازار تصویب میکند. مدیرعامل برای اجرایی کردن این هدف، یک برنامه اجرایی برای هر بخش با زمانبندی مشخص در نظر میگیرد:
🔹تیم فروش مسئول جذب مشتریان جدید میشود،
🔹تیم مالی بودجه و پیشبینی هزینهها را تعیین میکند،
🔹تیم بازاریابی کمپین معرفی محصول را پیش میبرد.
در این میان خود مدیرعامل نیز یک سری جلسات منظم برگزار میکند، پیشرفت هر بخش را با یک سری شاخص میسنجد و در صورت بروز مشکل، منابع یا اولویتها را بازتنظیم میکند تا هدف توسعه بازار به نتیجه برسد.
📘ثبتنام کنید: دوره هوش مصنوعی برای مدیران
آیا مدیرعامل همان صاحب شرکت است؟
نه لزوما، مدیرعامل یک سمت اجرایی است، اما صاحب شرکت اصطلاحی عمومی برای مالک یا صاحبان سهام به شمار میرود. در اصل کسی که به عنوان مدیرعامل انتخاب میشود، سمت میگیرد نه مالکیت. او توسط هیئت مدیره یا مجمع سهامداران انتخاب شده و اختیاراتش از سمت آنها مشخص میشود. البته ممکن است این هیئت یک نفر را از میان خودشان انتخاب کنند. کسی که قبل از گرفتن سمت مدیرعامل سهام دارد و به واسطه گرفتن این سمت سهامدار نشده است. اگر بخواهیم خیلی دقیقتر توضیح دهیم، در عمل 4 حالت ممکن برای مدیرعامل و صاحب شرکت پیش میآید:
🔹مدیرعامل بدون مالکیت: یک مدیر حرفهای است که فقط برای اداره شرکت انتخاب شده و سهم یا مالکیتی در شرکت ندارد.
🔹مالک بدون سمت اجرایی: سهامدار یا مالک میتواند در هیئت مدیره حضور یابد، بدون اینکه سمت اجرایی خاصی در شرکت داشته باشد.
🔹مدیرعامل و مالک همزمان: ممکن است سهامداری از سوی هیئت مدیره به عنوان مدیرعامل انتخاب شود. این مدل در شرکتهای کوچک بیشتر پیش میآید.
🔹مدیرعامل سهامدار جزئی: مدیرعامل ممکن است بعد از مدتی با خرید سهام، بهعنوان سهامدار جزئی و نه مالک اصلی نیز شناخته شود.
به طور خلاصه دو نقش مدیرعامل و مالک میتوانند در یک شخص جمع شوند اما ذاتا یکی نیستند.
چه زمانی مدیرعامل صاحب شرکت هم هست؟
عموما در کسبوکارهای کوچک و بعضی شرکتهای خصوصی (یا خانوادگی)، یکی از سهامداران یا مالکان نقش مدیرعامل را هم برعهده میگیرد. برای مثال اگر شما همین الان بخواهید یک شرکت خانوادگی تاسیس کنید، هنگام ثبت و با اجازه دیگر مالکان، میتوانید نقش مدیریت عامل آن را نیز برعهده بگیرید. این مورد در کسبوکارها و شرکتهای بزرگ کمتر پیش میآید.
آیا مدیرعامل می تواند هیچ سهمی در شرکت نداشته باشد؟
بله، در شرکتهای بزرگ عموما هیئت مدیره و مالکان یک فرد متخصص را بدون واگذاری سهام، بهعنوان مدیرعامل انتخاب میکنند. واگذاری نقش مدیرعامل به این فرد متخصص به معنای این نیست که جزو مالکان قانونی شرکت باشد. اختیارات او نیز از سمت مدیریتی و زیر نظر هیئت مدیره یا همان مالکان و سهامداران تعیین و به او ارائه میشود.
تفاوت مدیرعامل و صاحب شرکت در چیست؟
تفاوت مدیرعامل و صاحب شرکت به صورت خلاصه در جدول زیر نشان داده شده است:
| معیار | مدیرعامل | صاحب شرکت / مالک سهام |
|---|---|---|
| جایگاه | اجرایی و مدیریتی | مالکیتی |
| وظیفه اصلی | اداره و هدایت اجرایی شرکت | برخورداری از حقوق ناشی از مالکیت |
| نحوه کسب جایگاه | انتصاب به سمت مدیریت عامل | مالکیت سهام یا سهمالشرکه |
| درآمد احتمالی | حقالزحمه یا حقوق | سود، افزایش ارزش سهم و سایر منافع مالکیت |
| اختیار تصمیمگیری | در حدود اختیارات واگذارشده | مطابق حقوق قانونی مالکیت و ساختار تصمیمگیری شرکت |
| امکان برکناری از سمت | بله، طبق مقررات مربوط | برکناری از سمت مدیریتی با سلب مالکیت یکسان نیست |
توجه داشته باشید که مالک بودن به معنای داشتن اختیار مستقیم برای همه تصمیمهای اجرایی نیست. در اصل مالکان از طریق مجمع سهامداران و هیئت مدیره اعمال نفوذ میکند و اگر قصد دخالت در امور را داشته باشد باید در چارچوب اساسنامه و قوانین شرکت تصمیم بگیرد. از طرفی مدیر عامل نیز هر چند اختیارات اجرایی گستردهای دارد، اما مالک شرکت نیست و در یک محدوده مشخص میتواند تصمیمگیری کند. به همین خاطر اغلب در شرکتهای بزرگ این دو نقش از هم تفکیک میشود تا تصمیمگیری اجرایی و نظارت سهامداران و مالکانه با یکدیگر در تعادل بمانند.
تفاوت مدیرعامل، مؤسس، سهام دار و رئیس هیئتمدیره چیست؟
به بیان خیلی ساده، مؤسس شرکت را میسازد، سهامدار مالک آن است، رئیس هیئتمدیره بر آن نظارت میکند و مدیرعامل آن را اداره میکند. هر یک از این نقشها میتوانند در یک شخص جمع شوند، اما لزوما یکی نیستند. در ادامه تفاوت هر نقش با دیگری را به صورت جزئی توضیح خواهیم داد.
تفاوت مدیرعامل و مؤسس شرکت
موسس کسی است که ایده اولیه را به کسبوکار تبدیل کرده است. موسس یک شرکت بودن یک واقعه تاریخی است و به خودی خود هیچ سمت یا حق مالکیتی ایجاد نمیکند. موسس ممکن است در آینده سهامش را بفروشد یا از مدیریت کنار برود. به همین خاطر هر موسس شرکتی لزوما مدیرعامل آن نیست، اما میتواند باشد. در شرکتهای کوچک این اتفاق شدنی است، اما در کسبوکارهای بزرگ خیلی نادر است.
تفاوت مدیرعامل و سهام دار
بعد از تاسیس شرکت، یک سری افراد سهام آن را میخرند تا در رشد و سود آن سهیم باشند. این افراد هر کدام بسته به میزان سهم، مالک درصدی از شرکت هستند و لزوما مدیر عامل نیستند. مدیر عامل میتواند از میان این سهامداران انتخاب شود یا اینکه فرد متخصصی باشد که از سوی هیئت مدیره و به خاطر تواناییهایش (نه داشتن مالکیت) برای این سمت انتخاب شده باشد.
تفاوت مدیرعامل و رئیس هیئت مدیره
رئیس هیئت مدیره در اصل رئیس همان هیئتی است که مدیرعامل را انتخاب کرده و روی کارش نظارت دارند. برای همین وظیفه رئیس هیئت مدیره شامل هدایت جلسات و انجام مسئولیتهای نظارت بر کار مدیر عامل میشود. این در حالی است که مدیر عامل مسئول اجرای سیاستها و تصمیمهای شرکت است و حدود اختیاراتش را هیئت مدیره مشخص میکند. توجه داشته باشید که این دو سمت اگر بخواهد به یک نفر واگذار شود و شرکت سهامی باشد، تابع قوانین خاصی است.
🔹قانون انتخاب مدیرعامل در شرکتهای سهامی: مطابق ماده ۱۲۴ لایحه اصلاحی قانون تجارت (۱۳۴۷)، هیئتمدیره باید اقلاً یک نفر شخص حقیقی را به مدیریت عامل شرکت برگزیند. درنتیجه مرجع انتخاب مدیرعامل در شرکت سهامی، هیئت مدیره است نه مجمع عمومی.
🔹قانون همزمانی مدیرعامل و رئیس هیئتمدیره در شرکت سهامی: طبق ماده ۱۲۴ لایحه اصلاحی قانون تجارت، مدیرعامل شرکت نمیتواند در عین حال رئیس هیئتمدیره همان شرکت باشد، مگر با تصویب سهچهارم آراء حاضر در مجمع عمومی.
وظایف اصلی مدیرعامل شرکت چیست؟
مدیرعامل وظایف اجرایی مختلفی برعهده دارد که در هر شرکت بسته به نوع و اندازهای که میتواند داشته باشد، متفاوت است. به طور کلی برنامهریزی و پیگیری اهداف شرکت، مدیریت عملیات روزانه شرکت، هدایت و ارزیابی مدیران و کارکنان، نظارت بر بودجه و منابع مالی، ارتباط با مشتریان، شرکا و ذینفعان و گزارشدهی مرتب به هیئت مدیره از مهمترین وظایف مدیر عامل هر شرکتی با هر اندازه و نوعی است. در ادامه هر کدام از این وظایف را به طور مجزا با ذکر یک مثال، توضیح میدهیم.
برنامهریزی و پیگیری اهداف شرکت
بعد از اینکه هیئت مدیره یک سری اهداف را مصوب کرد، این مدیر عامل است که آنها را به برنامههای اجرایی مشخص تبدیل کرده و اولویتبندی میکند. برای مثال اگر هیئت مدیره هدف را روی افزایش سهام بازار تا 20 درصد برای سال آینده بگذارد، مدیرعامل این هدف را به یک سری برنامه فصلی تقسیم کرده، بودجه و منابع لازم را تخصصی داده و با برگزاری جلسات منظم، پیشرفت هر مرحله را بررسی مدیریت و بررسی میکند.
مدیریت عملیات روزانه شرکت
کار هماهنگی بین بخشها و مدیریت کارهای روزانه شرکت نیز با مدیر عامل است. برای مثال، وقتی بین تیم فروش و تیم تولید اختلافی بر سر زمانبندی تحویل سفارش پیش میآید، این مدیر عامل است که وارد عمل شده و با برگزاری جلسه، هماهنگیهای لازم را برای تعیین اولویت یا بازتخصیص منابع جهت جلوگیری از وقفه در تحویل سفارش، انجام میدهد.
هدایت و ارزیابی مدیران و کارکنان
مدیر عامل کار رهبری تیم ارشد را هم با تفویض وظایف و سنجش نتایج، برعهده دارد و انجام میدهد. برای مثال مسئولیت راهاندازی یک خط تولید جدید، سپردن مدیریت آن به مدیر عملیات، معرفی شاخصهای عملکرد (زمان تحویل، کیفیت و هزینه) برعهده مدیر عامل است. همچنین برگزاری جلسات ماهانه درباره پیشرفت این خط تولید جدید، توسط مدیر عامل انجام میشود.
نظارت بر بودجه و منابع مالی
برنامهریزی جهت نظارت بر بودجه و منابع مالی نیز از دیگر وظایف مدیرعامل است. برای مثال اگر تیم مالی متوجه شود که هزینههای بازاریابی از بودجه مصوب بیشتر شده، مدیرعامل با مدیرمالی جلسه برگزار میکند، علت افزایش را بررسی کرده و تصمیم میگیرد که چطور بخشی از هزینهها به برنامههای بعدی منتقل شود یا کدام فعالیتهای کمبازده متوقف شوند.
ارتباط با مشتریان، شرکا و ذینفعان
اگر یک سرمایهگذار، مشتری یا شریک بخواهد با یک شرکت وارد مذاکره و گفتگو شود، باید با مدیرعامل آن ارتباط بگیرد؛ چرا که مدیر عامل نماینده تجاری و چهره بیرونی شرکتهاست. برای مثال اگر شرکتی بخواهد با یک تامینکننده کلیدی بر سر تمدید قرارداد وارد مذاکره شود، مدیرعامل خود را به نمایندگی میفرستد تا شرایط را نهایی کرده و به تامینکننده اطمینان دهد که توافق مدنظر با استراتژی کلی شرکت همراستا و سودده است.
گزارشدهی به هیئتمدیره
در نهایت مدیرعامل موظف است که عملکرد شرکت را به طور منظم به هیئت مدیره شرکت گزارش دهد. برای مثال در جلسه فصلی هیئت مدیره، مدیرعامل گزارشی از وضعیت فروش، جریان نقدی، پیشرفت پروژههای کلیدی و چالشهای پیش رو ارائه میکند و همچنین پیشنهادهایی مثل افزایش سرمایه در گردش یا توقف پروژههای کم بازده را هم مطرح میکند تا تصمیم نهایی هیئت مدیره را جویا شود.
اختیارات مدیرعامل چیست و چه محدودیتهایی دارد؟
به طور کلی مدیرعامل اختیارات خود را از هیئت مدیره میگیرد و فقط در همان محدوده مسئولیت اجرایی دارد. طبق ماده 125 لایحه اصلاحی قانون تجارت، مدیرعامل در حدود اختیاراتی که توسط هیئت مدیره به او تفویض شده نماینده شرکت محسوب میشود و حق امضا دارد. توجه داشته باشید که این اختیارات باید در اداره ثبت شرکتها اعلام و در روزنامه رسمی آگهی شود. محدودیتهای او نیز به دو دسته قابل تقسیم هستند:
🔹محدودیتهای داخلی (در اساسنامه یا مصوبات هیئت مدیره ذکر شده): که تنها در رابطه مدیرعامل با شرکت و سهامداران اعتبار دارد و در برابر اشخاص ثالث بیاطلاع، قابل استناد نیستند.
🔹محدودیتهای قانونی: مثل الزام به تفویض اختیار برای طرح دعوا که در برابر همه قابل استنداد هستند.
توجه داشته باشید اگر مدیرعامل خارج از اختیارات تفویضی عمل کند، در برابر شرکت مسئول است.
اختیارات مدیرعامل در اداره و نمایندگی شرکت
مدیرعامل در چارچوب قانون و اختیارات تفویض شده به او از سوی هیئت مدیره، نماینده شرکت بوده و حق امضا دارد. این اختیارات به طور خلاصه شامل مواردی مثل امضای قراردادها، نمایندگی شرکت در برابر اشخاص ثالث، مدیریت نیروی انسانی و انجام تصمیمهای مالی در محدوده مجاز میشود. توجه داشته باشید که طبق ماده 118 لایحه اصلاحی قانون تجارت، مدیران شرکت دارای کلیه اختیارات لازم برای اداره امور شرکت هستند مشروط بر اینکه تصمیمات و اقداماتشان در حدود موضوع شرکت باشد. محدودیتهایی که در اساسنامه آمده یا توسط مجمع عمومی وضع میشود، تنها در روابط داخلی شرکت معتبر بوده و در برابر اشخاص ثالث بیاطلاع قابل استناد نیستند.
آیا مدیرعامل می تواند بدون اجازه مالکان تصمیم بگیرد؟
بسته به سطح تصمیمات دارد. برای تصمیمگیریهای روزمره الزاما نیاز به کسب اجازه جداگانه از تکتک سهامداران نیست. روند کار اینگونه است که اختیارات اجرایی مدیرعامل براساس تصمیمهای هیئت مدیره و در چارچوب قانونی مشخص شده و به او ابلاغ میشود. بعد از این، مدیرعامل نیازی ندارد برای انجام تصمیماتش از هر کدام از اعضای هیئت مدیره اجازه بگیرد. به جز این، اگر موضوعی در صلاحیت خاص مجامع عمومی باشد (مثل افزایش سرمایه)، مدیرعامل نمیتواند مستقلا درباره آن تصمیم بگیرد.
آیا مدیرعامل اختیار فروش اموال شرکت را دارد؟
بستگی به حدود اختیار و مقررات مربوطه دارد. حق فروش اموال صرفا در اختیار عنوان مدیرعامل نیست و تنها در صورتی معتبر است که در حدود موضوع شرکت و اختیارات تفویض شده به او باشد. اگر خارج از موضوع شرکت باشد، در اختیار مدیرعامل نیست. همچنین اگر اساسنامه فروش اموال غیرمنقول را در صلاحیت هیئت مدیره قرار داده باشد، مدیرعامل فقط در صورت تفویض اختیار میتواند اقدام کند.
مدیرعامل چگونه انتخاب می شود؟
در یک شرکت سهامی، مدیرعامل توسط هیئت مدیره انتخاب میشود، نه توسط سهامداران یا مجمع عمومی. این موضوع تحت قانون 124 لایحه اصلاحی قانون تجارت به وضوح بیان شده:
هیئت مدیره باید حداقل یک نفر شخص حقیقی را از میان اعضای خود یا خارج از هیئت مدیره به عنوان مدیرعامل انتخاب کرده و حدود اختیارات، مدت تصدی و حقوق او را تعیین کند. در این حالت مجمع عمومی صلاحیت انتخاب مدیرعامل را ندارد و این حق به طور انحصاری به هیئت مدیره داده شده است.
چه کسی مدیرعامل شرکت را انتخاب می کند؟
در شرکتهای سهامی، این حق به هیئت مدیره داده شده است تا مدیر عامل را انتخاب کرده و حدود اختیارات، مدت تصدی و حقالزحمه او را مشخص کند. گاه به اشتباه اینطور برداشت میشود که مدت زمان تصدی مدیرعاملی همیشه 2 سال است. در حالی که در ماده 124 لایحه اصلاحی قانون تجارت، تعیین مدت زمان تصدی مدیرعاملی و میزان حقالزحمه او به هیئت مدیره واگذار شده است.
آیا مدیرعامل باید عضو هیئتمدیره یا سهام دار باشد؟
در شرکتهای سهامی، مدیرعامل میتواند از میان اعضای هیئت مدیره یا خارج از آن انتخاب شود. توجه داشته باشید که مالکیت سهام شرکت به هیچ وجه شرط عمومی انتخاب مدیر عامل نیست. انتخاب به طور کامل به هیئت مدیره واگذار شده است و برای همین معیارهای آن توسط این افراد مشخص میشود. با این حال یک سری شرایط قانونی عمومی باید رعایت شود. مثلا هنگام ارائه مدرک تحصیلی، داشتن دیپلم، کارشناسی یا MBA نباید بدون مستند قانونی بهعنوان شرط عمومی مدیرعاملی معرفی شود.
آیا صاحب شرکت می تواند خودش را مدیرعامل کند؟
بله، ممکن است این دو نقش توسط یک نفر ایفا شود. در شرکتهای خصوصی و خانوادگی بیشتر شاهد بروز چنین حالتی هستیم. با این حال توجه داشته باشید که مالکیت به تنهایی نمیتواند جایگزین تشریفات انتخاب مدیرعامل شود. فرایند انتخاب همانطور که گفتیم یک روند قانونی و مشخص دارد که در اختیار هیئت مدیره است.
مدیرعامل در برابر عملکرد شرکت چه مسئولیتی دارد؟
مدیرعامل یک سری مسئولیت مشخص در برابر شرکت دارد که مهمترین آنها شامل موارد زیر میشود:
🔹مسئولیت پیگیری امور اجرایی و انجام وظایف مدیریتی
🔹مسئولیت رعایت قوانین و حدود اختیارات
🔹مشخص کردن تفاوت مسئولیت شخصی مدیرعامل با بدهیها و تعهدات خود شرکت
توجه داشته باشید که مدیرعامل به صورت خودکار مسئول تمام بدهیهای شرکت نیست و مسئولیت شخصی او در شرایط قانونی مشخص ایجاد میشود.
جمع بندی؛ آیا مدیرعامل مالک شرکت محسوب می شود؟
مدیرعامل بالاترین مقام اجرایی شرکت است، اما داشتن این سمت به معنای داشتن مالکیت نیست. در اصل مالک و مدیرعامل دو نقش کاملا مجزا هستند که میتوانند توسط یک نفر ایفا شوند. مدیرعامل توسط هیئت مدیره شرکت انتخاب میشود و میتواند یکی از اعضای این هیئت یا از افراد بیرون شرکت باشد. در کل مدیرعامل وظایف اجرایی شرکت را برعهده دارد، در حالی که مالک میتواند هیچ نقش اجرایی برعهده نداشته باشد. برای درک بهتر وظایف مدیرعامل، گذراندن دوره های مدیریتی بسیار کمککننده است.
سؤالات متداول
1️⃣آیا مدیرعامل همان صاحب شرکت است؟
خیر، مدیرعامل بالاترین رده اجرایی شرکت را برعهده دارد، اما لزوما صاحب سهام شرکت نیست. این دو، نقشهای جداگانهای هستند و با اینکه که در شرکتهای کوچک یک نفر میتواند هر دو را برعهده بگیرد، اما از نظر مفهومی کاملا متمایز از هم هستند.
2️⃣آیا مدیرعامل میتواند مالک شرکت نباشد؟
مدیرعامل یک نقش است که توسط هیئت مدیره یک شرکت سهامی انتخاب میشود و میتواند جزوی از این هیئت یا فردی خارج از شرکت باشد. برای همین مدیرعامل بودن ربطی به مالکیت شرکت ندارد.
3️⃣چه کسی از مدیرعامل بالاتر است؟
در شرکتهای سهامی، هیئت مدیره و مجمع عمومی سهامداران بالاترین اختیارات قانونی را برعهده دارند و مدیرعامل در برابر آنها پاسخگو است.
4️⃣آیا مدیرعامل میتواند رئیس هیئتمدیره هم باشد؟
در شرکتهای سهامی، در صورتی که سه چهارم آرای حاضر در مجمع عمومی تصویب شود، دو سمت مدیرعامل و رئیس هیئت مدیره میتواند به یک نفر داده شود.
5️⃣آیا مدیرعامل حتماً باید سهامدار شرکت باشد؟
خیر، در شرکتهای سهامی داشتن سهام شرط عمومی برای انتخاب مدیرعامل نیست و برای همین مدیر عامل میتواند شخصی حتی خارج از مجموعه سهامداران باشد.